‎…

انتهای تمام این خیابان ها

بن بست است !

اینجا

شهر تنهایی هاست

Advertisements
به خواندن ادامه دهید

خدایا شکرت که نیستی

به خواندن ادامه دهید

روی سنگ قبرم#2

روی سنگ قبرم بنویسید

«خاک دوباره با من آشتی کرد»


دل سوختگی پشت تلفن

سیاوش(سیا):علی چته اینجوری حرف میزنی

علی:سیا مامانم چند روز پیش سکته کرد مرد

سیا:تسلیت میگم ولی غصه نخور مامانت رفت باباتو که هنوز داری کمکش کن

1ماه بعد

علی:سیا یادته گفتی غصه نخور بابات که هست کمکش کن  بابامم دیروز مرد


یهویی نوشت#2

تورا به سختی میتوان احساس کرد

در آن دور دستها

آنجا که آسمانها زمین را لمس میکند


مرد

داروخانه

سلام محمد ،من پول این قرصا ندارم میدی بعدا بت بدم

محمد:باشه ،طوری نیست من میدم

پزشک:آقا این پول کمه شما گفتید قرص دوستتونم حساب میکنید

محمد :باشه ولی پانصد تومان کم دارم میرم از خونه میارم !

پ.ن:پانصد تومانی که کم آورد پول قرص رفیقش بود


رو سنگ قبرم#1

رو سنگ قبرم بنویسید

«ناکام و باکره مرد یه وقت فکر نکنید مشکل داشت خودش نخواست»