بایگانی دسته‌ها: دل نوشت

‎…
بیا
در اتاق خواب!
چرخی بزن
شعرهایم در اتاق خواب
چند » تو »
کم دارد

 

Advertisements

‎…

انتهای تمام این خیابان ها

بن بست است !

اینجا

شهر تنهایی هاست


روی سنگ قبرم#2

روی سنگ قبرم بنویسید

«خاک دوباره با من آشتی کرد»


دل سوختگی پشت تلفن

سیاوش(سیا):علی چته اینجوری حرف میزنی

علی:سیا مامانم چند روز پیش سکته کرد مرد

سیا:تسلیت میگم ولی غصه نخور مامانت رفت باباتو که هنوز داری کمکش کن

1ماه بعد

علی:سیا یادته گفتی غصه نخور بابات که هست کمکش کن  بابامم دیروز مرد


رو سنگ قبرم#1

رو سنگ قبرم بنویسید

«ناکام و باکره مرد یه وقت فکر نکنید مشکل داشت خودش نخواست»


یه بچه گربه ی یتیم

سلام

دیروزه دیروز صبح داشتم با موتور میرفتم دیدم یه ماشینی یه گربه را همچین لهش کرده به زمین نمیشد تشخیص بدی ماله کدوم منطقه هست

بعد شبش داشتم با ماشین میرفتم دیدم یه بچه گربه کوچولو وایساده پیش همون گربه له شدهه و داره بو میکشه اصلا به هیچکسیم توجهی نمیکرد

فکر میکنم داشت دنباله مامانش میگشت.

پ.ن:خیلی دلم براش سوخت


آرزوی من اینه که اینجا بمیرم

یکی از آرزوهای من اینه که تو یه همچین صحنه ای باشم روی زمین نشسته باشم سرم را گذاشته باشم لب نیمکت و بمیرم